الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )

74

نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )

و نعمان با او گفت : اگر از مستضعفين باشم در طاعت خدا دوستتر دارم از آنكه غالب و قوى باشم در معصيت خدا . و از منبر فرود آمد . و عبد اللّه بن مسلم بيرون شد و سوى يزيد بن معاويه نوشت : اما بعد ، مسلم بن عقيل به كوفه آمده است و شيعه به نام حسين بن على عليه السّلام با او بيعت كردند پس اگر در كوفه حاجت دارى مردى فرست نيرومند كه امر تو را تنفيذ كند و مانند تو عمل كند كه نعمان بشير مردى سست است يا خويشتن را ضعيف مىنمايد . ( 1 ) و عمارة بن عقبه مانند همين نامه را نوشت و عمر بن سعد بن ابى وقّاص نيز ، و چون اين نامه‌ها به يزيد رسيد سرجون مولى معاويه را بخواند و گفت : رأى تو چيست كه حسين ، مسلم بن عقيل را به كوفه روانه داشت و بيعت مىگيرد و شنيده‌ام كه نعمان سست است و عقيدهء زشت دارد پس به رأى تو كه را عمل كوفه دهم ؟ و يزيد بر عبيد اللّه زياد خشمگين بود سرجون با او گفت : اگر معاويه زنده شود رأى او را مىپذيرى ؟ گفت : آرى . پس سرجون فرمان ولايت عبيد الله را بر كوفه بيرون آورد و گفت : اين است رأى معاويه كه چون مىمرد به نوشتن اين نامه بفرمود و هر دو شهر بصره و كوفه را با هم به عبيد الله سپرد . يزيد گفت : چنين كنم . فرمان ابن زياد را سوى او فرست . آنگاه مسلم عمرو باهلى پدر قتيبه را بخواند و مصحوب وى نامه‌اى به عبيد الله نوشت اما بعد پيروان من از اهل كوفه به من نوشته‌اند و خبر داده كه فرزند عقيل براى شقّ عصاى مسلمين لشكر فراهم مىكند پس وقتى كه نامهء مرا مىخوانى روانه شو تا به كوفه روى و ابن عقيل را مانند مهره جستجو كن تا بر او دست يا بى و او را بند كنى يا بكشى يا نفى كنى و السّلام . و آن فرمان ولايت بر كوفه را به دو داد پس مسلم روانه شد تا به بصره بر عبيد الله وارد گرديد و فرمان و نامه به دو رسانيد پس عبيد الله همان هنگام فرمود آماده شوند و فردا سوى كوفه روانه گردند . ( 2 ) مؤلّف گويد : در اين مقام مناسب است به حال نعمان بن بشير اشارت كنيم : نعمان - به ضم نون - ابن بشير بن سعد بن نصر بن ثعلبه خزرجى انصارى مادرش عمره بنت رواحه خواهر عبد اللّه بن رواحه انصارى است كه در غزوهء موته با جعفر بن ابى طالب عليه السّلام شهيد شد . و گويند : نعمان اول فرزندى است از انصار كه پس از قدوم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مدينه متولّد گرديد چنان كه عبد اللّه زبير نخستين فرزند از مهاجرين بود و پدرش بشير اول كس است از انصار كه روز سقيفه برخاست و با ابى بكر بيعت كرد و پس از او ديگران از انصار پىدرپى آمدند و بيعت كردند و بشير در روز جنگ عين التّمر با خالد بن وليد كشته شد و